می توان در قاب خیس پنجره
چک چک آواز باران را شنید
می توان دلتنگی یک ابر را
در بلور قطره ها بر شیشه دید
می توان لبریز شد از قطره ها
مهربان و بی ریا و ساده بود
می توان با واژه های تازه تر
مثل ابری شعر باران را سرود
لحظه های تازه ای آغاز کرد
پاک شد در چشمه های آسمان
زیر باران تا خدا پرواز کرد
+ نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 19:7 توسط پسر تنها
|

اگر تنها ترین تنها هم شوم باز هم خدا هست