دوست دارم نگات کنم ... تاکه بی حال بشم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 21:47 توسط پسر تنها
|
روز قیامت ازم پرسیدند :
جوانیت را چگونه گذراندی ؟ !
ندا آمد:
دل شکسته است بگذارید به بهشت برود
دنیایش جهنمی بود
خَستـہ اَمــ
اَز زَمیـטּ و اَز زماלּ
مــَرا
۷ ِ ڪُوچَڪے بڪِش
دَر آسماלּ...
گاهی صبور بودن عجب چیز خوبی است...
مجبورت میکند بایستی پای تمام حرف هایی که زدی...
وادارت می کند برای رسیدن به هدفت به همه لبخند بزنی...
درد هایت را بپوشانی...
به خاطر خدا هم نه بخاطر خودت که شده با درونت سر جنگ میگیری
تا پاک بودنت را حفظ کنی...
صبر یعنی همین...



خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو هرچند
نشد...